پارک بسیج
جمعه 14 شهریور رفتیم پارک بسیج.خیلی خیلی جای کثیفی بود.روی همه ی وسایلای بازی پر گرد و خاک بود و همه زنگ زده بودن.متاسفم.پس مسئولین کجاااااااااااااان چرا رسیدگی نمی کنن.
همیشه شهر بازی های سر پوشیده می رفتیم.جاهای آروم و تمییز و جایی که همه بچه بودن و این اولین باری بود که آرمین ی همچین شهر بازی میرفت.تا نیم ساعت اول آرمین کلا هنگ بود چون همه جیغ می کشیدن کمی ترسیده بود و ی علامت تعجب بزرگ روی سرش بود.هر چی میگفتیم کدومو سوار می شی هیچی نمی گفت و نگاه می کرد.خلاصه بابایی بلیط سرسره بزرگه رو گرفت و با آرمین رفتن بالا.آرمین اول میترسید سر بخوره و بابایی به زور گرفتش تو بغلش و سر خوردن.پایین که رسیدن آرمین کلی ذوق کرد و دوید اومد بغلم و گفت دوووووووووباره.



اینجاهم نانازم تو صفه تا نوبتش بشه و بره چرخ و فلک سوار شه.چون خیلی پسر خوبی بود آقاهه گذاشت آرمین جاش روی صندلی بشینه.مرسی آقاهه







پارک بسیج
