وقتی آرمین دختر میشه
الهی فدات بشم من نفسیه من. قربونت برم. روسری رو دادی به من و گفتی بپوش و ازم عکس بگیر. من نیازم تورو هر روز خوردنه بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس بخورمت من عزییییییییییییییییییییییییییییییییزمی ...
عکسنامه
تلوزیون نگاه کردن
جیگرای من سخت مشغول تماشای تلوزیونن.قربونتون برم من ...
گردش
آقاجون کردهههههه
طبق معمول خرابکاریتو انداختی رو آقاجون و گفتی آقاجون کرده. از دست تو آقا جون. ...
آرمین خان به هایپرسان میرود
دیشب رفتیم هایپرسان از همون لحظه ی ورود نق زدی و گفتی اطار(قطار).نزاشتی خرید کنم.تند تند خرید کردم .واست یه جوراب باب اسفنجی خریدم که با دیدنش از خوشحالی یه جیغ بلند زدی.زودی بردیمت شهر بازی و قطار و ماشین سوار شدی و کلی ذوقیدی.رفتیم خانه و کاشانه و کلی اسباب بازی مفت داشت که همشون رو می خواستی و به سلیقه خودت چندتا انتخاب کردی. داری به ماهی هی اسمارتیس میدی. داری چشاش رو نشون میدی و میگی این چشاش---------این ابوهاااش ...










